مقدمه: بدون شك چگونگي تدارك امكانات و تامين نيازهاي آموزشي جامعه مستلزم برنامه ريزي است.برنامه ريزي آموزشي به مفهوم جديد آن شاخه اي از علوم تربيتي است كه از عمر آن نزديك به يك قرن مي گذرد و امروزه جز لاينفك مديريت آموزش و پرورش رسمي تلقي مي شود.

فصل اول:کلیات

 آموزش و پرورش عبارت است از: فرایند کمک به جریان رشد انسان.كه به سه شكل وجوددارد: رسمي، نيمه رسمي و غيررسمي
مفهوم برنامه ریزی درسی:اصطلاح برنامه درسی دارای دو بعد طرح برنامه درسی و برنامه ریزی درسی است-در طرح برنامه درسی مشخص کردن اجزاء و عناصر برنامه درسی مطمح نظر است-در برنامه ریزی درسی،نحوه ی قرار گرفتن این عناصر کنارهم،مورد نظر است. 
مفهوم برنامه آموزشی و برنامه ریزی آموزشی:برنامه آموزشی طرحی است حاوی سیاست ها،اهداف،راهبردها و برنامه عمل مربوط به توسعه یک نظام یا یک نهاد آموزشی در خلال یک دوره زمانی معین که روش های اجرا و ارزیابی و نیز منابع مورد نیاز برای تحقق سیاستها و اهداف در آن پیش بینی شده است

انواع برنامه ریزی آموزشی:به سه دسته:کوتاه مدت(یک تا دوسال)-میان مدت(5تا7سال)-بلند مدت(10تا20)سال-از لحاظ میران مداخله دولت در برنامه ریزی به دو دسته ی ارشادی و دستوری تقسیم می گردد. 
ارتباط میان برنامه ریزی درسی،برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی: 
هر یک از این سه نوع برنامه ریزی حوزه ی عمل مشخص دارند و قلمرو فعالیت آنها با هم متفاوت است.هنگامی که برنامه ریزان توسعه،انتظارات اجتماعی،آرمان های دینی و فرهنگی و نیازهای بخش های اقتصادی به نیروی انسانی ماهر را برای یک برهه ی زمانی خاص و در قالب برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشخص می کنند.برنامه ریزان آموزشی نیز تا آنجا که به نظام آ.پ مربوط می شود،این انتظارات،آرمان ها و نیازها را در قالب اهداف آموزشی ترجمه و بیان می کنند.
فصل دوم:سطوح برنامه ریزی آموزشی 
سطوح برنامه ریزی آموزشی: 
کلان- میانه-فراکلان-خرد- موسسه ای
آرتور دیویس،فعالیت های برنامه ریزی را به طریق زیر طبقه بندی می کند: 
 تحلیل و بررسی انتظارات سیاسی،اقتصادی و فرهنگی و نیز مقاصد جامعه ای که نظام آموزشی به آن تعلق دارد. 
 تدارک مجموعه ای از اهداف کلی و جزئی. 
 ارزیابی موقعیت کنونی و نیز تحول گذشته نظام آموزشی. 
 طراحی سیاست ها،برنامه ها و تخصیص منابع بر حسب اهداف آینده و ظرفیت کنونی برای دست یابی و حفظ یک نظام آموزشی کارامد و اثر بخش. 
-تدوین برنامه ها شامل چه مراحلی است: 
 انتخاب اهداف-انتخاب خط مشیها-تعیین اولویتها-تهیه برنامه عمل-تصویب برنامه طراحی شده-اجرا،نظارت،ارزیابی و تصحیح برنامه. 

ارزشیابی از لحاظ زمان اجرا به سه مرحله تقسیم می شود: 
 پیش از اجرا(انجام مطالعات امکان سنجی)-ضمن اجرا(ارزشیابی پیشرفت اجرای برنامه-بازنگری و تجدید نظر برنامه ها) و پس از اجرا(ارزشیابی از میزان تحقق اهداف پیش بینی شده)

فصل سوم:برنامه ریزی آموزشی در سطح خرد،موسسه و اصلاح و نوآوری 
1-برنامه ریزی آموزشی در سطح خرد:می تواند یک منطقه آموزشی،یک دهستان یا چند روستا باشد.در این گونه برنامه ریزی های محتوای برنامه درسی و فعالیت های یادگیری به گونه ای طراحی می شود که این برنامه ها جوابگوی انتظارات و نیازهای مردم منطقه باشد. 

برنامه ریزی آموزشی در سطح موسسه:تمرکز گرایی به عنوان یکی از دلایل عمده مغفول ماندن این نوع برنامه ریزی است-یکی از شروط اساسی اجرای توام با موفقیت برنامه ها و از راههای کمک به بهبود کیفیت فرآیند آموزش پرورش است-هم چنین این برنامه ریزی مترادف با برنامه ریزی در سطح دانشگاه است. 

 مراحل برنامه ریزی برای اصلاح نوآوری آموزشی: 
 توجیه و تبیین ضرورت اصلاح:برنامه ریزان آموزشی باید با مطالعه ی ابعاد و جنبه های مختلف نظام آموزشی و شناخت تنگناها ونارسایی ها،بتوانند ضرورت اعمال اصلاحات را برای سیاست گذاران و مدیران سطوح بالا توجیه کنند و ناکارآمدی نظام آموزشی را بنمایانند. 

فصل چهارم:مبانی و اصول برنامه ریزی آموزشی 
مبانی اقتصادی برنامه ریزی آموزشی:مسائلی چون نقش موسسات آموزشی در تربیت نیروی انسانی-رابطه ی بین آموزش و رشد اقتصادی-بازده اقتصادی سرمایه گذاری در آموزش-راه های تامین هزینه آموزش-نحوه ی صرفه جویی در هزینه های آموزش-تاثیر سرمایه گذاری در آموزش بر افزایش بهره وری کارکنان بخش های اقتصادی-منافع مستقیم و غیر مستقیم سرمایه گذاری در آموزش-رابطه ی بین آموزش و بازار کار مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. 
مبانی اجتماعی برنامه ریزی آموزشی:فراهم آوردن امکانات آموزشی مناسب برای همگان،حضور مردم در تصمیم گیری های مربوط به مسائل آموزشی،عدم تبعیض نژادی،قومی و جنسیتی،در برخورداری از فرصت های آموزشی برابر،از جمله مباحثی هستند که در مباحث مبانی اجتماعی برنامه ریزی آموشی مورد توجه می باشند. 
اصول برنامه ریزی آموزشی:  اصل جامعیت- اصل مشارکت- اصل تعهد-اصل واقع بینی- اصل استمرار در ارزش یابی- اصل توجه به نوآوریها- اصل ضرورت تجدید نظر مستمر در سیاست گذاری ها 
رهنمودهای برنامه ریزی آموزشی: مطالعات آینده نگرانه - گفتگو با مسئولان سیاسی جامعه - انعطاف پذیری در برنامه ها -توجه به کیفیت - پژوهش و مدیریت اطلاعات 
فصل پنجم:رویکردهای برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان 
جرج ساخار و پولس :برنامه ریزی کلان به تصمیماتی که در سطوح وسیع اتخاذ می شود،گفته می شود. 
روش های تصمیم گیری: غيرفعال-سياسي-تكنوكراتيك

متداول ترین رویکرد های برنامه ریزی کلان که طبق آن ها آموزش و پرورش،برنامه ریزی می شود عبارتند از: 
 تقاضای اجتماعی. 
 نیروی انسانی. 
 هم چنین کومبز نرخ بازده(هزینه-فایده)را به این رویکردها افزود. 

 شیوه های برنامه ریزی نیروی انسانی:از دیدگاه اقتصاد دانان،آ.پ علاوه بر اینکه هدف آن شکوفا کردن استعدادهای و پرورش توانایی های فردی است به تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه نیز توجه دارد.

روش های تخمین نیروی انسانی: سرانگشتي-نظرخواهي-مقايسه اي بين المللي-نسبت نيروي انساني به جمعيت

روش های پیش بینی نیروی انسانی:از معروف ترین روش های پیش بینی نیروی انسانی،روش نسبت بازده نیروی انسانی است که به روش طرح منطقه ای مدیترانه ای معروف است.برنامه ریزی نیروی انسانی دارای سه مرحله است: 
 پیش بینی تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده. 
 پیش بینی عرضه نیروی انسانی تحصیلی کرده. 
 ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده. 

پیش بینی تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده:شامل 5 گام/چهار گام اول مربوط به برنامه ریزی اقتصادی می شود. 
 گام اول:تخمین تولید ناخالص داخلی برای سال مقصد. 
 گام دوم:تخمین تحول ساختار اقتصادی جامعه

 گام سوم:تخمین بهره وری در بخش های مختلف اقتصادی در فاصله ی سال مبدا تا سال مقصد. 
گام چهارم:تخمین ساختار شغلی نیروی کار در هر یک از بخش های مختلف اقتصادی است. 
 گام پنجم:تخمین ساختار تحصیلی نیروی کار در هر یک از طبقه های شغلی مربوط به بخش های مختلف اقتصادی است.

اصلاح روش برنامه ریزی نیروی انسانی:در موقع تخمین نیروی انسانی،به تغییر دستمزدها و قیمت ها توجه شود.با انجام تحقیقات . مطالعات ردیابی،از وضع اشتغال فارغ التحصیلان تصویر روشنی به دست داده شود.پیش بینی نیروی انسانی مبتنی بر اطلاعات دقیق،تحلیل درست بازار کار و عقلایی انجام گیرد. 
رویکرد هزینه-فایده:در این رویکرد،موسسات آموزشی به مثابه واحدهای تولیدی تلقی می شوند که مجموعه ای از درون دادها را(اوقات معلمان و شاگردان،کتابها،خدماتی که از برخی سرمایه ها،مانند ساختمان ها و منابع دیگر عاید می شود)می گیرند و مجموعه ای از برون دادها را(به صورت مهارت های ذهنی شاگردان،اجتماعی شدن آنان و کسب دانش های جدید)تولید می کنند. 

 منافع سرمایه گذاری در آموزش و پرورش: 
 منافع مستیقیم و فردی آموزش به صورت حقوق و دستمزد اضافی تجلی می کند. 
 منافع فردی و غیر مستقیم سرمایه گذاری در آموزش:مثل میزان جرایم در میان افراد تحصیل کرده. 
 منافع اجتماعی سرمایه گذاری در آموزش:به صورت افزایش بهره وری افراد تجلی میکند و افزایش بهره وری سبب بالارفتن ثروت ملی میشود. 
 سایر منافع:کاهش هزینه های بهداشتی،کاهش هزینه های جریام،کاهش هزینه های ناشی از مهار جمعیت و... 

 فصل ششم:الگوهای برنامه ریزی آموزشی 
 الگوی عقلایی: 

برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند. 
دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است. 
برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است. 
در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.

 برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است. 
 الگوی تعاملی: 

برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند. 
دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است. 
برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است. 
در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.

برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است. 
 الگوی فن گرا: 

برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند. 
دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است. 
برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است. 
در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.

برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است. 
 الگوی توافقی: 
آ.پ یک نظام انسانی باز به شمار می رود که در یک محیط اجتماعی قرار دارد. 
تمایل بر این است که تصمیم گیری به شیوه ی غیر متمرکز انجام می پذیرد. 
تغییر سازمان از پایین به بالا آغاز می شود. 
مسئولان سطوح بالا از فعالیت های مسئولان محلی حمایت می کنند

تفاهم پیش فرض کارهای با اهمیت است. 
افق پیش فرض اعمال مشروع به شمار می رود. 
 الگوی سیاسی: 

حد فاصل بین دو الگوی فن گرا و توافقی قرار می گیرد. 
برنامه ریزی به عنوان فرایند مذاکره و تبادل نظر تلقی می شود. 
برنامه ریزی فرایندی است که از بالا به پایین انجام می گیرد. 
تمایل بر این است که قدرت تصمیم گیری نهایی در دست مقامات بالاتر متمرکز می شود.

اهداف کلی به صورت متمرکز،یعنی در سطوح بالای تصمیم گیری تعیین می شود. 
اجرا مترادف با وصول به هدف نیست.بلکه اجرا،حرکت به سوی اهداف در حال تحول تلقی می شود.

نتيجه گيري: برنامه ريزي آموزشي از سويي مديران و مسئولان نظام هاي آموزشي را در اداره و اصلاح دستگاه تعليم و تربيت مدد مي رساند و از سوي ديگر، شيوه ها و الگوهايي را درخصوص توسعه آموزش و پرورش به منظور تامين نيروي انساني مورد نياز جامعه ارائه مي دهد، به عبارت ديگر برنامه ريزي آموزشي داراي دو وجه دروني و بيروني است. در برنامه ريزي آموزشي ، تعليم و تربيت با اقتصاد،جامعه شناسي،جمعيت شناسي،آمار ، ...ارتباط دارد و دانشي ميان رشته اي و موثر در استقرار يك نظام آموزش و پرورش كارامد است.

منبع:بهرام محسن پور، مباني برنامه ريزي آموزشي