هوش هیجانی
«سوال اصلی این است که آیا تواناییهای غیرعقلانی، یعنی تواناییهای هیجانی و فطری عوامل قابل قبولی برای هوش کلی میباشد؟ من کوشیدهام نشان بدهم که علاوه بر عوامل عقلانی، عوامل غیرعقلانی وجود دارد که تعیین کننده هوشاند، چنانچه مشاهدات آتی تایید کننده این فرضیه باشد، نمیتوان فرض کرد که بتوان هوش کلی را بدون لحاظ کردن عوامل غیرعقلانی محاسبه کرد».
لیپر (1948؛ به نقل از بار - اون، 1997) اظهار کرد که تفکر هیجانی قسمتی از تفکر منطقی و هوش کلی است و به آنها کمک میکند. این فرضیات اولیه پس از نیم قرن در اندیشه یکی از اساتید دانشگاه، به نام گاردنر متبلور شد. وی دیدگاه سنتی صاحب نظران هوش شناختی در اوایل قرن بیستم را وسعت بخشید. او معتقد بود که هوش ابعاد متعددی دارد که ترکیبی از ابعاد شناختی و عناصر هیجانی (یا به نقل از خود او هوش شخصی) است. بعد هیجانی مفهوم هوش چند وجهی وی شامل دو جزء کلی است که تحت عنوان «قابلیتهای درون روانی» و «مهارتهای بین فردی» مطرح شدهاند.
...
دانشجوي دكتري تخصصي مديريت آموزشي