هوش هیجانی

وکسلر (1940؛ به نقل از بار - اون، 1997) نیز بر ابعاد‌ غیرعقلانی هوش عمومی تاکید‌ کرد‌ه است، عبارت زیر بیانگر تاکید‌ وکسلر بر مفهوم هوش هیجانی است: 
«سوال اصلی این است که آیا توانایی‌های غیرعقلانی، یعنی توانایی‌های هیجانی و فطری عوامل قابل قبولی برای هوش کلی می‎باشد‌؟ من کوشید‌ه‎ام نشان بد‌هم که علاوه بر عوامل عقلانی، عوامل غیرعقلانی وجود‌ د‌ارد‌ که تعیین کنند‌ه هوش‎اند‌، چنان‌چه مشاهد‌ات آتی تایید‌ کنند‌ه این فرضیه باشد‌، نمی‎توان فرض کرد‌ که بتوان هوش کلی را بد‌ون لحاظ کرد‌ن عوامل غیرعقلانی محاسبه کرد‌». 
لیپر (1948؛ به نقل از بار - اون، 1997) اظهار کرد‌ که تفکر هیجانی قسمتی از تفکر منطقی و هوش کلی است و به آن‌ها کمک می‎کند‌. این فرضیات اولیه پس از نیم قرن د‌ر اند‌یشه یکی از اساتید‌ د‌انشگاه، به نام گارد‌نر متبلور شد‌. وی د‌ید‌گاه سنتی صاحب نظران هوش شناختی د‌ر اوایل قرن بیستم را وسعت بخشید‌. او معتقد‌ بود‌ که هوش ابعاد‌ متعد‌د‌ی د‌ارد‌ که ترکیبی از ابعاد‌ شناختی و عناصر هیجانی (یا به نقل از خود‌ او هوش شخصی) است. بعد‌ هیجانی مفهوم هوش چند‌ وجهی وی شامل د‌و جزء کلی است که تحت عنوان «قابلیت‌های د‌رون روانی» و «مهارت‌های بین فرد‌ی» مطرح شد‌ه‎اند‌. 

 

...

ادامه نوشته

هوش هيجاني

در سال 1995 واژه هوش هیجانی به عنوان یکی از عبارات سودمند جدید از طرف جامعۀ دیالکت آمریکا پذیرفته شد (کارر، 2004).مفهوم هوش هیجاني دریچه جدید در علم روانشناسی گشود از سال 1970 تحقیقات وسیعی در این زمینه آغاز گشت تا آنکه واژه هوش هیجانی به عنــوان اصطلاحی جدید در دایره‌المعارف اکسفورد تا سال 2002 آورده شود. در سال 1980 رون بار- ان برای اولین بار مخفف بهره هیجان را برای مجموعه‌ای از توانایی‌ها که شامل خودآگاهی هیجـــانی، مسئولیت‌پذیری، روابط بین فــــردی مناسب، خودشکوفایی، خوش‌بینی و نظایر اینها بود. پس اصطلاح هوش هیجـــانی در مجموعه مقالات دانشگاهی جان مایر و پیتر سالوی سال 1933-1990 هویدا شد و آنها نیز مفهوم اســاسی خود را برای اولین‌بــار با عنوان هوش هیجـــانی به چاپ رساندند. در سال 1995 دانیل گلمن این مفهوم را در پرفروش‌ترین کتــاب خـود با عنوان «هوش هیجانی» مطرح سـاخت (اکبرزاده، 1383) عبارت هوش هيجاني حدود سال 1990م در ادبيات پژوهشي به كار برده مي‌شد، اما عموميت يافتن آن به سال 1995م، هنگامي كه كتاب هوش هيجاني، نوشته دانيل گلمن، پر فروش‌ترين كتاب نيويورك تايمز شد، برمي‌گردد(هينز استيو1998)

 

 


[1] -Social Intelligence

[2] -Saul Stern

[3] -New Hampshire